✅اسقاط حق تجدیدنظر خواهی در دعوای طلاق توسط وکیل مع الواسطه زوج ✅چکیده: صرف تفویض وکالت از سوی زوجه به منزله تفویض کلیه اختیارات وکالتی او به وکیل مع الواسطه زوج نبوده و زوجه بعنوان وکیل مستقیم و بلاواسطه زوج حق دارد که در مقام اعمال وکالت و توکیل، تمام یا بخشی از اختیارات وکالتی خود را به وکیل مع الواسطه زوج تفویض نماید. بنابراین در صورت عدم تفویض اختیار اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی به وکیل مع الواسطه زوج، بر اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی هیچ اثر قانونی مترتب نخواهد بود. 🔹تاریخ دادنامه قطعی : 1402/01/16 ✅خلاصه جریان پرونده در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۱۵ اقای م. س. و خانم م. پ. ا. باتفاق دادخواستی بخواسته طلاق توافقی بعلت اختلافات بوجود امده و عدم تفاهم فیمابین جهت ادامه زندگی مشترک تقدیم نموده اند که در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. خانم ا. ح. گ. با تقدیم وکالتنامه بعنوان وکیل مع الواسطه از جانب زوج اعلام وکالت نموده است. در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۹/۲۸ که با حضور زوجه و وکیل مع الواسطه زوج تشکیل گردیده زوج شخصا لایحه ای تقدیم و اعلام نموده که نسبت به طلاق بدون بذل حقوق مالی خصوصا مهریه رضایت ندارم. در جلسه دادرسی مقرر زوجه و وکیل مع الواسطه زوج باتفاق اظهار داشتند کراهت بصورت طرفینی است.و در همین راستا خانم م. پ. ا. بعنوان زوجه تعداد یکهزار و سیصد سکه تمام بهار ازادی از سکه های موضوع مهریه خود را به انضمام نفقه و اجرت المثل در حق همسر خود بذل مینماید. و نسبت به باقیمانده سکه های مهریه به تعداد ( ۸۷ ) سکه در این پرونده ادعایی ندارد. و این حق را برای خود محفوظ نگه میدارد. و جهیزیه نزد خودش می باشد. و حضانت فرزند ان مشترک بنام های س. و ا. با مادرشان می باشد. و در مورد نفقه فرزند ان مشترک فعلا در پرونده حاضر خانم پ. ی متقاضی نمی باشد. و ملاقات زوج با فرزند ان روزهای پنجشنبه از ساعت ۱۷ لغایت ساعت ۱۷ روز جمعه می باشد. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور بموجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۷ پس از ذکر خواسته مطروحه و مفاد وکالتنامه رسمی ارائه شده متضمن تفویض وکالت در طلاق از طرف زوج به زوجه و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین زوجین و اصرار انان به طلاق و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه در اصلاح ذات البین و هم چنین موثرواقع نشدن تلاش مرکز مشاوره خانواده در ایجاد صلح و سازش بین طرفین سرانجام باستناد مواد ۱۱۱۳ و ۱۱۴۷ قانون مدنی و مواد ۲۵ و ۲۶ و ۲۹ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ و لحاظ نظریه موافق قاضی مشاور گواهی عدم امکان سازش بین زوجین بر اساس توافق و تراضی زوجین بشرح موارد ذیل صادر نموده است. زوجه در قبال طلاق تعداد ۱۳۰۰ عدد سکه بهار ازادی از مهریه خود بانضمام سایر حقوق مالی مربوط به خود از جمله نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت را به زوج بذل و وکیل ایشان قبول مینماید. و حق مطالبه الباقی مهریه را برای خود محفوظ نگه میدارد. و جهیزیه نزد زوجه بوده و ادعایی ندارد. و فرزند ان مشترک به نام های س. متولد ۱۳۸۸/۱۰/۱۵ و ا. متولد ۱۳۹۵/۶/۱۵ می باشند که س. بالای سن بلوغ بوده و خود حق انتخاب و اتخاذ تصمیم را دارد. مع الوصف با توجه به توافقات فیمابین مقرر و تراضی گردید.که حضانت نامبردگان با مادر باشد. و فعلا درخصوص نفقه انان نیز مطالبه ای ندارد. و درخصوص ملاقات فرزند ان توسط پدر مقرر گردید.روزهای پنجشنبه از ساعت ۱۷ لغایت همین ساعت روزهای جمعه حق ملاقات داشته باشد. محل تحویل گرفتن و برگرداندن درب منزل زوج *خواهد بود. زوجه حسب الاقرار باردار نمی باشد. طلاق از نوع خلع باین بوده و دارای سه طهر عده می باشد. اعتبار گواهی صادره سه ماه از تاریخ قطعیت رای می باشد. پس از صدور دادنامه مذکور زوجه و وکیل مع الواسطه زوج باتفاق طی لایحه تقدیمی اعلام نموده اند که نسبت به رای صادره اعتراض نداشته و حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی را از خود سلب و ساقط مینماییم. رای صادره در تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۸ به زوج و وکیل مع الواسطه ایشان ابلاغ شد و سپس زوج بتوسط وکیل انتخابی خویش خانم ن. ع. بنده با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه مرقوم تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۴ با اعلام اینکه وکیل مع الواسطه زوج ( خواهان ) و نیز خوانده حق تجدیدنظرخواهی خود را ساقط نموده اند و طبق وکالتنامه اعطایی خواهان به خوانده ، وکیل خواهان بوکالت از وی می تواند هر گونه دعوی را اسقاط نماید. لذا دادخواست تجدیدنظرخواهی خواهان را مسموع ندانسته و به استناد ماده۳۳۳قانون ایین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دادخواست تجدیدنظرخواهی را صادر نموده است.دادنامه اخیرالذکر در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۷به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ۱۴۰۰/۱۲/۹با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از پاسخگویی خانم ...نسبت به دادخواست فرجامی تقدیمی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی وطی دادنامه شماره */۲/۱۴۰۱بشرح زیر انشای رای نموده است. فرجام خواهی اقای ...نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۴ شعبه *که بموجب ان بلحاظ اسقاط حق تجدیدنظرخواهی از سوی وکیل مع الواسطه زوج ( فرجام خواه ) قرار عدم استماع دادخواست تجدیدنظرخواهی مطروحه صادر گردیده است ، با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است. زیرا ، با فرض اینکه در وکالت در طلاق تفویضی از طرف زوج ( فرجام خواه ) به زوجه ( فرجام خوانده ) طی وکالت نامه رسمی شماره ۹۹۱۴ مورخ ۱۳۹۸/۸/۲۰ تنظیمی در دفتر اسناد رسمی شماره ۳۴۷ *که تصویر ان پیوست پرونده بوده اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و حق فرجام خواهی از جمله اختیارات تفویض شده به زوجه بوده باشد. معهذا زوجه بعنوان وکیل زوج در مقام اعمال وکالت و انتخاب وکیل دادگستری برای زوج و توکیل بایشان ، این اختیارات وکالتی خود درخصوص مورد را به وکیل منتخب مع الواسطه زوج تفویض ننموده و مندرجات وکالتنامه وکیل مع الواسطه زوج که تصویر ان ضمیمه پرونده بوده صراحت و دلالتی بر اختیار وکیل مع الواسطه زوج در اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی از جانب زوج را ندارد. بنابراین بر اقدام وکیل مع الواسطه زوج در اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی نسبت به دادنامه صادره از دادگاه بدوی هیچ اثر قانونی مترتب نبوده و درنتیجه حق تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه بدوی برای زوج محفوظ بوده و نامبرده قانونا حق تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه بدوی را داشته است.از این رو دادخواست تجدیدنظرخواهی مطروحه از جانب زوج قانونا مسموع بوده و قابلیت رسیدگی قضایی را خواهد داشت بنا بمراتب اشعاری دادنامه فرجام خواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق انشای گردیده بلحاظ عدم مطابقت ان با موازین قانونی مخدوش و قابلیت ابرام ندارد. لهذا مستندا به بند ۲ ماده ۳۷۱ و بند الف ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان پرونده جهت ادامه رسیدگی ماهوی به دادگاه محترم صادرکننده قرار منقوض ارجاع میگردد. مقرر میدارد. پرونده از موجودی کسر و بمرجع ذیربط اعاده گردد. . سپس پرونده جهت رسیدگی و رفع نقص مذکور در رای این شعبه دیوان پرونده به ششم دادگاه تجدیدنظر استان *ارجاع و ارسال شد ، و دادگاه مذکور دادگاه تجدیدنظر در تاریخ ۱۴۰۱/۸/۱۵ وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت نمود ، و اظهارات طرفین را اخذ و برابر صورت جلسه مورخه مذکور در پرونده منعکس کرده است.در نهایت دادگاه تجدیدنظر در تاریخ ۱۴۰۱/۸/۱۷ مبادرت به صدور رای به قرار عدم استماع دادخواست تجدیدنظرخواهی بلحاظ اسقاط حق تجدید نظر خواهی توسط وکیل م. واسطه زوج برابر وکالتنامه رسمی استنادی نموده است.متعاقب ان زوج نسبت به رای صادره مذکوردادخواست فرجامخواهی تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: ✅رأی شعبه دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۸/۱۷ شعبه *که بموجب ان تجدیدنظرخواهی زوج اقای م. س. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۷ صادره از شعبه *متضمن صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق بلحاظ اسقاط حق تجدیدنظرخواهی از سوی وکیل مع الواسطه زوج غیر قابل استماع تشخیص و قرار عدم استماع دادخواست تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه صادر گردیده است ، با توجه به محتویات پرونده واجد ایراد قانونی بوده و در خور نقض می باشد. زیرا وکالتنامه ای که بموجب ان زوج وکالت بلاعزل با حق توکیل بغیر جهت طلاق به زوجه تفویض نموده در مقام اعمال وکالت از طرف زوجه صرفا مجوزی برای زوجه محسوب بوده که برای زوج وکیل اختیار نموده و بوکیل منتخب نیز تفویض وکالت نماید. و صرف این اقدام زوجه بمنزله تفویض کلیه اختیارات وکالتی او که در وکالتنامه تصریح گردیده از طرف نامبرده به وکیل مع الواسطه زوج نبوده و زوجه بعنوان وکیل مستقیم و بلاواسطه زوج حق دارد. که در مقام اعمال وکالت و توکیل ، تمام یا بخشی از اختیارات وکالتی خود را به وکیل مع الواسطه زوج تفویض نماید. بنابراین حدود اختیارات وکیل مع الواسطه زوج همان است.که در وکالتنامه تصریح و محدود گردیده است.